أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

223

تجارب الأمم ( فارسى )

آن گاه ، مردى پسفرّخ [ 1 ] نام و دو برادرش ، از اين كه شهر براز ، اردشير پور شيرويه را كشت و خود بر تخت نشست ، رنجيدند و به خشم آمدند و در كشتن شيرويه همداستان شدند . آيين چنان بود كه هر گاه شاه بر اسب مىنشست ، پاسداران با زره و خود و سپر و شمشير و نيزه‌اى در دست ، در دو رده مىايستادند . چون شاه برابر ايشان مىرسيد هر كدام سپر بر زين كوهه [ 2 ] مىنهاد و پيشانى بر سپر مىساييد چنان كه گويى پيشانى بر خاك نهاده است . شهر براز پس از روزى چند كه پادشاه شده بود ، روزى بر اسب نشسته بود كه پسفرّخ در برابر او بايستاد و دو برادر بر شهر براز زخم زدند و از اسب فرو افتاد . آن گاه ريسمانى به پاى او بستند و زمانى از اين سوى به آن سوى بكشيدند . كه گروهى از بزرگان نيز ياريشان مىكردند . از كسانى كه در كشتن اردشير دست داشتند ، شمارى را بكشتند و پوران ، دختر خسرو را به پادشاهى برداشتند . همهء پادشاهى شهر براز چهل روز بود . پادشاهى پوران دختر خسرو پرويز وى رفتارى نكو داشت . داد را در همه جا بگسترد . فرمود تا پلها را باز ساختند و آبادانى از سر گرفتند . بازماندهء باج را از باج‌گزاران برداشت . به مردم نامه‌ها نوشت و آنان را از انديشهء نكوكارانهء خود بياگاهانيد و گفت كه اميدوار است كه خداوند ايشان را هم به دست او ، آسايش و درستى و داد و مرزهاى بى آسيب روزى گرداند ، چنان كه بدانند كه سرزمين‌ها را تنها به نيروى مردان نتوان گرفت و چپاول سپاههاى دشمن به دلاورىشان نباشد ، پيروزى به نيرنگ‌شان به دست نيايد و آتش‌ها خاموش نشود كه اين همه ، به يارى خداوند بزرگ و شكوهمند و در سايهء نيك انديشى و درستى چاره‌هايى است كه انديشيده مىشود . وى مردم را همچنين به نيكخواهى و فرمان‌بردارى فرمود و چوبهء چليپا را به كيسر روم بازگردانيد . پادشاهى پوران يك سال و چهار ماه بود .

--> [ ( 1 ) ] در متن : بسفرّوخ ( با واو ) PusFarrux . ( كريستن سن ) . [ ( 2 ) ] زين كوهه : قربوس .